تبليغاتX
وبلاگ دانشجویان روانشناسی دستجرد http://www.img98.com/images/yqyiv0d1p621c9x2yft.jpg

وبلاگ دانشجویان روانشناسی دستجرد
جدیدترین مطالب و مقالات روانشناسی و مشاوره و اطلاعات مربوط به کلاس و دانشگاه

گروه man

وبلاگ دانشجویان کلاس روانشناسی دستجرد
پسران رواشناسی واحد دستجرد (ورودی 86) بر آن شدند تا با ساختن این وبلاگ بتوانند قدمی در جهت رساندن اطلاعات مربوط به دانشگاه برای دیگر دانشجویان گرامی بردارند
دانشجویان دستجرد می توانند با آمدن به این وبلاگ از آخرین اطلاعات مربوط به دانشگاه مطلع شوند
حتماً در قسمت نظرخواهی نظرات خودتون را بنویسید ودر نظر سنجی ما شرکت نمایید
manpnu@yahoo.com

» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» رابطه خودشناسی با سلامتی
» تا بی انتها
» آموزش همه جورش را داریم نترس بیا تو
» همراه سکوت
» manpnu
» 4-روانشناسی اجتماعی -مرگ روانشناس ادراک
» 3-روانشناسی اجتماعی-عوامل موثر در بروز اعتیاد
» 2-روانشناسی اجتماعی-تاثیر رسانه در آسیبهای اجتماعی
» 1-روانشناسی اجتماعی -علل یاس اجتماعی در جوانان ایران
» اطلاعیه
» اطلاعیه مدیر وبلاگ
» اطلاعیه پیام نور استان قم
» انواع بازی در کودکان
» شروع کلاس ها !!!_مزاحمی به نام وسواس

manpnu جمعه شانزدهم اسفند 1387

هر ماه با ۴ پست از کلیه موضوعات روانشناسی

روانشناسی را با man تجربه کنید

www.manpnu.blogfa.com

manpnu@yahoo.com


قابل توجه دانشجویان گرامی :

حذف و اضافه نیمسال دوم سال تحصیلی 88-87 از تاریخ 08/02/1388 لغایت 15/02/1388 از طریق سامانه گلستان انجام می گیرد.

دانشجویان گرامی می توانند از طریق منوی ثبت نام > عملیات ترمیم > ترمیم نسبت به حذف و اضافه پس از زمان مشخص شده اقدام نمایند.

دانشجویان گرامی جهت واریز شهریه مربوط به حذف و اضافه حداکثر تا تاریخ 20/02/1388 مهلت دارند.

پس از این تاریخ به دانشجویان بدهکار کارت آزمون جهت شرکت در امتحانات پایان ترم داده نخواهد شد.

دانشجویان گرامی از تاریخ 21/02/1388 می توانند جهت اخذ کارت شرکت در آزمون خود از طریق گزارش 428 به سامانه گلستان مراجعه نمایند.


 


4-روانشناسی اجتماعی -مرگ روانشناس ادراک دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387

 گزارشی از افکار و آثار رابرت زایونس، روانشناس اجتماعی بزرگ که هفته گذشته از دنیا رفت

رابرت زایونس، روانشناس اجتماعی برجسته آمریکایی در سن 85 سالگی درگذشت. او با تبیین تأثیرات فرایندهای ذهنیای بر رفتارهای اجتماعی به ایجاد یکی از حوزههای جدید روانشانسی اجتماعی کمک کرد. او مدرس بازنشسته روانشناسی در دانشگاه استنفورد و استاد پیشین روانشناسی اجتماعی در دانشگاه میشیگان بود. پروفسور زایونس، در طول بیش از پنجاه سال عمر علمی خود، آثار زیادی را در در حوزه شناختی ذهن و جامعه منتشر کرده است

تا اواسط قرن بیستم، دانشمندان برای تبیین انگیزههای رفتار انسان با رویکردی انعکاسی به محیط زندگی افراد توجه میکردند. این جریان به زمانی باز میگردد که روانشانسی رفتاری در اوج برتری خود بود. اما پروفسور زایونس از زاویه مقابل به ذهن نگاه کرد

آنچه یافتههای گوناگون او را تا حد زیادی به هم پیوند میدهد، علاقه همیشگیاش به رابطه احساس و فکر است. او در تلاش برای مشخص کردن میزان تأثیرگذاری این دو عامل بر یکدیگر، بارها در ساخت ذهنی انسان جایگاهی را مشخص کرد که در آن احساس بر خلاف شناخت حرکت میکرد. یکی از معروفترین یافته پروفسور زایونس، که شاید بیشتر بخاطر آن شناخته شده باشد، تأثیر «نمایش محض» خوانده میشود. این یافته علمی که در سال 1968 در مجله «شخصیت و روانشاسی اجتماعی» به چاپ رسید، نتیجه آزمایشی بدیعی بود که بر روی عدهای از آزمایششوندگان انجام شد. در این آزمایش، اشکال مختلفی را به صورت رندم و با سرعت زیاد به سوژهها نمایش دادند. سرعت نمایش این اشکال آنقدر زیاد بود که آزمایششوندگان متوجه تکراری بودن بعضی تصاویر نشدند. با این حال وقتی بعد از آزمایش از آنها سؤال میشد که کدام تصویر به نظرشان خوشایندتر میآید، آنها با اعتماد کامل به تصویری اشاره میکردند که بیشتر در نمایش تصاویر تکرار شده بود در حالی که هیچ اطلاعی از موضوع آزمایش نداشتند. نتیجه این یافته، مورد توجه بسیاری از شرکتها تبلیغاتی و کارشناسان فرهنگی قرار گرفت. در مطالعه دیگری که مورد توجه رسانههای عمومی قرار گرفت، تأثیر تعداد افراد خانواده و تربیت دوران کودکی بر I.Q کودکان مورد بررسی قرار گرفت. طبق یافتههای زایونس، نمره ضریب هوشی کودکان یا همان I.Q، با توجه به تعداد فرزندان در خانواده تغییر میکند. به این معنا که فرزند دوم یک خانواده نسبت به فرزند اول  ضریب هوشی کمتری دارد. در تبیین این فرضیه، زایونس به این نکته اشاره میکند که فرزندان بزرگتر، بیشتر مورد توجهوالدینشان بودهاند، در حالی فرزندان کوچکتر، به دلیل توجه تقسیم شده والدین بین آنها و فرزند بزرگتر، از توجه کمتری بهرهمندند و این عامل تأثیر مهمی در رشد ضریب هوشی کودک خواهد گذاشت

رابرت زایونس، تنها فرزند از یک خانواده لهستانی بود که در سال 1923، در یکی از شهرهای مرکزی لهستان به دنیا آمد. پس از حمله نازیها به لهستان، او به همراه خانوادهاش به ورشو مهاجرت کرد. پدر و مادر رابرت در یکی از بمبارانهای نازیها کشتهشدند و خود او هم به سختی مجروح شد. مدتی در ورشو درس خواند ولی پس از اشغال ورشو به دسته نیروهای آلمانی، به اردوگاه کار اجباری فرستاده شد. پس از مدتی از اردوگاه نازیها فرار کرد اما بزودی دستگیر شد. بعد از آن به زندان سیاسیای در فرانسه اشغال شده منتقل شد. او یکبار دیگر هم از زندان گریخت و این بار به نیروهای مقاومت فرانسه پیوست. بعد از پایان جنگ در دانشگاههای مختلفی درس خواند و در سال 1948 به آمریکا عزیمت کرد و تا سال 1955، دکترای خود را از دانشگاه میشیگان اخذ کرد. دو کتاب مهم او عبارتند از «روانشانسی اجتماعی: رویکردی تجربی» (1966) و گزیده آثاراش که در سال 2004 به چاپ رسید.

او در مصاحبهای با یکی از مجلات علمی انگیزه خود برای فعالیت در رشته روانشناسی را این‌گونه بیان کرد: «یونسکو شعاری دارد با این مضمون: از آن‌جایی که جنگها ابتدا از ذهن انسانها آغاز میشوند، پس برای دفاع از صلح هم باید به تربیت ذهن پرداخت و از آن‌جایی که خودم در جنگ حضور داشتم، این شعار انگیزه خوبی بود تا به این رشتهوارد شوم تا شاید بتوانم به جلوگیری از وقوع جنگهای آینده کمک کنم». و در پایان اشاره میکند که «هنوز هم در انتظار این کمک روانشناسیام».


3-روانشناسی اجتماعی-عوامل موثر در بروز اعتیاد چهارشنبه نهم بهمن 1387

مصرف نادرست مواد خطرناکی مانند تریاک ، هروئین ، کوکائین ، حشیش یا ماری‌جوانا و ال. اس. دی. در جهان افزایش می‌یابد و شبکه قاچاق بین‌المللی قاچاق مواد مخدر و سوادگران مرگ دام اعتیاد را در همه‌جا می‌گستردانند. اما چرا برخی از افراد آماده تجربه کردن و آزمودن ماده مخدر هستند و یا برای دسترسی به آن تمایل خاصی دارند، در حالی که بسیاری از افراد هرگز پیرامون این دام گام نمی‌نهند؟ به‌سادگی نمی‌توان پاسخ دقیق و عملی به پرسشهای بالا داد و عوامل موثر در ایجاد اعتیاد را طبقه‌بندی کرد در زیر مواردی را بررسی میکنیم.

مبنای اعتیاد

جوانان سالم 15 تا 20 ساله‌ای که برای کسب تجربه و یا در اثر معاشرت با دوستان نامناسب و یا معتادان به استفاده از ماده مخدر پرداخته‌اند. این گروه از راه کنجکاوی و به علت نداشتن پشتوانه خانوادگی و تربیت صحیح در اثر معاشرت با کسانی که آنها را به استفاده از داروی مخدر تشویق می‌کنند و برای اولین ‌بار مواد مخدر را تجربه می‌کنند و دچار اعتیاد می‌شوند. البته بسیاری از این جوانان به علت احساس درماندگی ، ناکامی ، عدم کفایت و برای رهایی از تنهایی و فشار روانی معتاد می‌شوند و متاسفانه رهایی از این اعتیاد به‌سادگی میسر نمی‌شود.

اختلالات روانی و اعتیاد

اختلال شخصیتی بیش از همه چیز فرد را در برابر اعتیاد آسیب‌پذیر می‌سازد. سپس اعتیاد ، خود اختلالهای موجود را تشدید می‌کند و دایره معیوب ادامه می‌یابد. شخص معتاد برای بدست آوردن ماده مخدر دست به اعمال خلاف قانون و اخلاق می‌زند و با آزاد شدن از قید و بندهای اخلاقی مرتکب جنایت نیز می‌شود. در کل شخصیتهای روان‌نژند و نیز روان‌پریش را می‌توان در برابر اعتیاد بسیار آسیب‌پذیر دانست. شخصیتهای روان‌نژند، یعنی کسانی که دارای بیماریهای روانی خفیف هستند که با ضعف روانی ، اضطراب ، وسواس ، ترس و بی‌تصمیمی مشخص می‌شوند؛ شخصیتهای روان‌پریش ، یعنی کسانی که به علت عدم رشد خلقی ، در سازش اجتماعی دچار اشکال هستند و دارای خلق و خوی متغیر و قضاوت ناپایدار می‌باشند. مبتلایان به این بیماریها آسانتر به مواد مخدر گرایش می‌یابند و در زمره معتادان درمی‌آیند. بدیهی است بسیاری از همین شخصیتها نیز غیر معتاد باقی می‌مانند.

روان‌پریشها دارای رفتارهای ضد اجتماعی و اختلال خلقی هستند و توانایی کافی برای پیروی از قوانین و مقررات را ندارند و روابط آنها با دیگران سطحی است. با آنکه این افراد کم‌هوش نیستند، ولی قادر به تحمل فعالیتهای منظم جسمی و ذهنی نیستند و جا و مکان و کار ثابتی را پذیرا نمی‌شوند. سابقه این افراد نشان می‌دهد که در دوران کودکی ، نا‌آرام و مشکل‌ساز بوده و در مدرسه قدرت سازش نداشته و در محیطهای دیگر نیز فاقد سازش اجتماعی بوده‌اند. روان‌پریشهای مهاجم که دارای اختلال رفتاری شدید هستند و به انجام اعمال تهاجمی و جنایت و حتی آدم‌کشی دست می‌زنند از جمله کسانی به ‌شمار می‌آیند که بیش از همه به ‌طرف اعتیاد گرایش می‌یابند. در عین ‌حال روان‌پریشهای نالایق و غیرفعال نیز که معمولا به دروغ‌گویی ، دزدی ، تقلب و آزار دیگران می‌پردازند، مواد مخدر را وسیله خوشی و آسایش خود به ‌شمار می‌آورند.

نقش تکنولوژی و تمدن

اگرچه پیشرفتهای تکنولوژی در قرن بیستم سبب تحولات دایمی و نیز پیشرفت همه جانبه معیارهای زندگی از جمله بهداشت عمومی گردیده و در بهبود زندگی مردم موثر واقع شده است، اما در عین حال عوارضی چون ترس از تامین آینده و تشویش و اضطراب نیز با خود به ارمغان آورده است که در بسیاری از مردم منجر به پیدایش کشمکش‌های روانی شده است. کشمکش‌ها ، حتی بیش از محرومیت‌ها ، سبب درهم ریختن مکانیسم‌های دفاعی افراد می‌شود و از اینرو بیماریهای روانی ناشی از کشمکش‌ها و اضطرابها بیش از بیماریهای جسمی بشر را آزار می‌دهند.

افسردگی با اعتیاد درمان پذیر نیست!

افسردگی روانی یکی از بیماریهای شایع عصر ماست که بر روی خلق و خوی و رفتار و احساس فرد اثر می‌گذارد. در نوعی افسردگی فعالیت و اراده و قابلیت حیاتی و جسمانی و اعتماد به نفس کاهش می‌یابد و نشانه‌هایی چون خستگی ، بی‌میلی ، بی‌علاقگی ، کم‌خوابی و ناامیدی بروز می‌کنند. در این موارد نشاط و علاقه و همکاری جای خود را به نگرانی ، ناخشنودی و انزواجویی می‌دهد و بیمار با از دست دادن علایق شغلی و اجتماعی و گاه فردی ممکن است به طرف مواد مخدر نیز گرایش یابد تا شاید آرامش و آسایش بیشتری احساس کند. افرادی که برای برای گریز از تشویش و اضطراب و فشارهای روانی مواد مخدر را انتخاب می‌کنند کسانی هستند که از رو به رو شدن با واقعیات عاجزند و به علت احساس عدم کفایت ، زندگی خود را از واقعیت جدا کرده و آن را بر اوهام و رویا بنا می‌کنند.

نقش خانواده در پیشگیری از اعتیاد فرزندان

خانواده تاثیر عمیقی در کودک می‌گذارد و شخصیت او را پی‌ریزی می‌کند. اگر محیط خانواده سالم باشد کودک دارای اعتماد به‌ نفس ، مهر و محبت و احساس مسئولیت می‌شود. بررسیهای متعدد نشان داده است که اگر کودک مورد توجه خانواده واقع نشود و یا از خانواده طرد شود و یا برعکس اگر بیش از حد مورد توجه و حمایت واقع شود آماده کجروی ، ناسازگاری و تجاوز به حقوق دیگران خواهد شد. کودکانی که در محیط خانه پذیرفته نشده‌اند و با محرومیت عاطفی و فقدان مهر مادری روبرو بوده‌اند، محبت و عواطف دیگران را احساس نمی‌کنند و با ترک خانه و مدرسه و ناسازگاری رفتار خصمانه بروز می‌دهند. این افراد فاقد قدرت سازش می‌شوند.

حمایت بیش از اندازه و اغماض بی‌نهایت پدر و مادر نیز سبب می‌شود که کودک بسیار پرتوقع و به اصطلاح لوس و نازپرورده بار آید و در نتیجه به ‌تدریج در سازش با دیگران دچار اشکال شود. چنین فردی به‌عنوان یک موجود ضد اجتماعی طعمه خوبی برای قاچاقچیان مواد مخدر و جنایتکاران به ‌شمار می‌آید. برقراری رابطه صحیح پدر و مادر با کودک سبب می‌شود که رشد شخصیت بچه سیر طبیعی داشته باشد و از انحراف و کجروی مصون بماند. عواقب خطرناک اعتیاد ایجاب می‌کند که والدین از لحظه تولد ، بچه را موجودی بدانند که یاد می‌گیرد و رشد شخصیت او منوط به برقراری رابطه صحیح بین همه اعضا خانواده است. مواظبت مادر از کودک و ایجاد رابطه عاطفی با فرزند و رفتار خردمندانه توام با مهربانی پدر نه تنها به رشد شخصیت و متعادل شدن کودک کمک می‌کند، بلکه در صورت اعتیاد اتفاقی در دوره بلوغ نیز درمان را آسان می‌سازد.


2-روانشناسی اجتماعی-تاثیر رسانه در آسیبهای اجتماعی چهارشنبه نهم بهمن 1387

 آسیبهای اجتماعی یکی از مباحث مهم در روانشناسی اجتماعی هستند. از آنجایی که خواستگاه این آسیبها جامعه است، بسیاری از خصوصیات و صفات جامعه را هم دربردارند. از مهمترین این ویژگی‌ها پویایی آنهاست، به این معنی که آسیبهای اجتماعی نیز همانند خود جامعه پویا بوده و بصورت درون زاد و برون زاد تغییر پیدا میکنند. از جمله صفات مهم دیگر، می‌بایست به انواع فراگیر یا بومی این آسیبها اشاره کرد. آسیب اجتماعی فراگیر، آسیبی است که در هر جامعه (یا اکثر جوامع) مشکل آفرین بوده و بعنوان یک معضل به آن توجه می‌شود اما آسیب بومی، نوعی رفتار اجتماعی است که در یک جامعه خاص، بنا بر روابط و ساختار آن جامعه ممکن است آسیب به شمار بیاید ولی در جوامع دیگری آسیب نباشد. مثلا استفاده از تلفن همراه یا بکارگیری سیستم sms میتواند در جامعه نوجوانان ایرانی موجب آسیب شود ولی در یک جامعه اروپایی چنین نباشذ.

 نکته بسیار مهم دیگری که در ارتباط با آسیب های اجتماعی باید به آن توجه کرد، چگونگی تولید و ظهور یک آسیب است. آنها عمدتا با تغییرات ساختاری جامعه بطور خودبخود بوجود میآیند و در واقع زمینه ساز آنها تغییرات ساختاری در روابط اجتماعی است. تغییراتی که بطور پویا در جامعه عارض شده و جامعه بنابر ساختارها و هنجارهای خود به مقابله با این تغییرات میپردازد. در یک رویارویی ناموفق و ناکارآمد اجتماعی، آسیب اجتماعی ظهور مییابد. بعبارت دیگر هر چقدر که جامعه برای تغییرات بوجود آمده از آمادگی و توان پاسخگویی بیشتری برخوردار باشد و خود را به ابزارهای بیشتری مجهز کرده باشد، امکان تولید یا فراگیری یک آسیب اجتماعی کاهش می‌یابد و حتی در مواردی مسئله فقط در حد یک مشکل محدود و موردی باقی مانده و به یک آسیب تبدیل نمی‌شود.

یکی از کارآمدترین و مهمترین ابزارهای مقابله یا حتی تهاجم در این مقوله، ابزارهای فرهنگی است و توجه به این نکته ضروری مینماید که بسترهای فرهنگی در حقیقت شرط لازم برای تغییرات اجتماعی هستند. هر تغییر مثبت یا منفی اجتماعی ابتدا با زمینه‌سازی فرهنگی قدم برمیدارد و تنها وقتی که بصورت فرهنگی فراگیر شد، تغییر آغاز می‌گردد. مجددا یادآوری میگردد که فراگیری فرهنگی و نه لزوما پذیرش فرهنگی. آشنایی فرهنگی با یک مقوله جدید، زمینه ظهور تغییر را فراهم مینماید. آسیبهای اجتماعی نیز با تبعیت از همین اصل، قبل از آنکه بصورتی فراگیر تاثیرات منفی خود را آشکار سازند باید جامعه را با خود آشنا کنند و آمادگی فرهنگی برای پذیرش خود را کسب نمایند. در این حیطه رسانه‌ها به حق بیشترین تاثیر و توان را دارا هستند و تلویزیون یکه تاز این میدان. تعداد زیاد مخاطب، گستردگی طیف مخاطبین، زمان طولانی تاثیر گذاری، استفاده از ابزارهای شنیداری ودیداری، عضویت بلامنازع در خانواده‌ها، ... همگی نشان دهنده قدرتمندی این شکل از رسانه در فرهنگ سازی مخرب یا مثبت است. در یک مثال موفق اخیر برای آنکه در رفتارهای ترافیکی مردم تغییرات مثبتی بوجود آید، پخش برنامه‌های کوتاه ولی جالب و پرمخاطبی مثل انیمیشنهای ترافیکی از سیما، ابتدا آشنایی با فرهنگ ترافیک و آمادگی پذیرش اجتماعی را بوجود آورد و سبب شد تا اجرای قوانین ترافیکی مثل اجباری شدن بستن کمربند ایمنی یا اجرای قوانین ترافیک جاده‌ای ممکن گردند.

 متاسفانه این امر در موارد منفی نیز به همین اندازه و شاید کمی بیشتر توان اثرگذاری دارد. اینکه رسانه ملی و بطور خاص تلویزیون چقدر به این رسالت خود واقف هستند موضوع مهمی است که گاهی به نظر می‌رسد مورد غفلت قرار می‌گیرد. چند سالی است که سیما در ایام خاص مثل ماه رمضان یا دهه محرم اقدام به پخش سریالهای خاص این ایام نموده که از یک طرف سرگرم کننده بوده و از طرف دیگر متناسب با این ایام پیام اخلاقی یا عرفانی نیز به بیننده منتقل کند و در این تجربه شاهد نمونه‌های موفقی چون سریال شب دهم یا سریال صاحب دلان نیز بوده‌ایم. اما امسال بیننده روزه دار ایرانی با یک شوک رسانه‌ای روبرو شده است. این اتفاق به واقع یک شوک است چون به نظر می‌رسد تمام شبکه‌ها در تلاش بوده‌اند تا گویی نه برای ماه مبارک رمضان که برای ماه بزرگداشت معتادان و مواد مخدر برنامه سازی کنند. در تمام سریالهای امسال مواد مخدر و اعتیاد یا موضوع اصلی است یا حوادث حول آن رقم می‌خورند و این سوال در ذهن بیننده بوجود می‌آید که در این ایام خاص، در ساعات خاص و ویژه بعد از افطار که همه خانواده بیننده هستند، پرداختن به این موضوع چقدر درست است؟ اگرچه به نظر میرسد برنامه سازان با عنایت به آسیب زایی اعتیاد و در جهت رد یا مذمت این پدیده، مقوله اعتیاد را وارد سناریو خود نموده‌اند، اما باید توجه نمود که این ورود چه تاثیری در پی خواهد داشت. همانطور که در مقدمه بحث نیز ذکر شد، هر پدیده اجتماعی بطور عام و آسیبهای اجتماعی بطور خاص، ابتدا از طریق آشنا کردن فرهنگ خود با جامعه وارد عمل می‌شوند. مهم نیست که این آشنایی چه پیام ضمنی را دربر داشته باشد. مهم نیست که تلویزیون با چه پیامی اقدام به آشناسازی یا متاسفانه گاها فرهنگ سازی اعتیاد بپردازد، مهم تاثیری است که این برنامه در فرهنگ عامه مردم بالاخص کودکان و نوجوانان برجای می‌گذارد. بطور مثال در سریالهای امسال، نام مواد مخدر بصورتهای گوناگون و با اصطلاحات تخصصی، قضایی، عامیانه و حتی با استفاده از اصطلاحات ویژه فروشندگان نامیده می‌شوند. شیوه‌های مختلف استفاده و مصرف مواد ( حتی با شیوه خاص حل کردن در چای) نشان داده می‌شود. نحوه تقسیم بندی و جزء کردن مواد مخدر توسط مصرف کننده، نمایش که در واقع آموزش داده می‌شود. نمونه‌هایی از خرید و فروش مواد مخدر، صحنه‌هایی از این سریالها است. عمده دیالوگهای طنز بطور مستقیم مربوط به اعتیاد است!!!

  هدف از طرح این موارد در ساعاتی که همه خانواده بیننده تلویزیون هستند، چیست؟ این صحنه‌ها تا چه اندازه هشدار دهنده یا منزجر کننده هستند؟ آیا طبق اصول بدیهی روانشناختی، طنز و هیجان مثبت همراه با این صحنه‌ها موجب هیجان و به تبع آن تفکر مثبت نسبت به مسئله اعتیاد نمی‌گردد؟ اعتیاد شخصیت محبوب یا مورد توجه فیلمنامه، همراه با حس همزاد پنداری و الگوگیری بیننده، بخصوص بیننده نوجوان، چه نتیجه‌ی اخلاقی بر جای خواهد گذاشت؟

  همواره در طراحی برنامه‌های تلویزیون و حتی پخش برنامه‌های خارجی شاهد توجه به چنین نکاتی در زمینه‌های دیگر هستیم. مثلا نامهای مختلف مشروبات الکلی، شیوه یا آداب نوشیدن آنها در مراسم مختلف، بکارگیری اصطلاحات رایج همراه با مصرف مشروبات الکلی و حتی نمایش ظروف خاص آنها از جمله مواردی است که مسئولین به درستی و با دقت مناسب، از پخش و اشاعه آن امتناع می‌کنند. اما مشخص نیست چرا در مورد مواد مخدر چنین حساسیت و دقتی کمرنگ‌تر است، درحالیکه آسیب‌زایی مواد مخدر در جامعه امروز ما به مراتب بیش از آسیبهایی مانند مصرف الکل می‌باشد. 

 به نظر ضروری است تا بار دیگر بر اهمیت رسالت و نقش رسانه بخصوص تلویزیون در فرهنگ سازی جامعه توجه گردد و این نکته مدنظر قرار گیرد که شیوه انتقال و بار هیجانی همراه با یک پیام نسبت به ارائه مستقیم و کلامی آن، تاثیر بیشتری بر مخاطب دارد./


1-روانشناسی اجتماعی -علل یاس اجتماعی در جوانان ایران پنجشنبه سوم بهمن 1387

یاس اجتماع را می توان از پیامدهای طرد اجتماعی دانست. طرد اجتماعی از نظر گیدنز حاکی از راه و روش هایی است که طی آنها افراد از مشارکت کامل در جامعه بزرگتر محروم می شوند. مفهوم طرد اجتماعی توجه ما را به طیف وسیع عواملی جلب می کند که افراد و گروه ها را از داشتن فرصت هایی که پیش روی اکثریت جمعیت است باز می دارد.(گیدنز، 1386 : 466)
گروه هایی نظیر سالخوردگان، معلولان ، مجرمان ، بیکاران، فقیران ، کودکان خیابانی و شاید مهم ترین اینها ، گروه های جوانان باشد، اغلب جزء مطرودین جامعه محسوب می شوند چرا که فعالیت های آنها نیز در میدان های اجتماعی منوط به پذیرش دیگر گروه ها و افراد جامعه است ولی از سوی جامعه مورد تأیید قرار نگرفته اند. فرصت های اجتماعی آنها در برابر افراد عادی جامعه بسیار محدود است و همین امر به کنار گذاشته شدن آنان از عرصه های مختلف اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ختم می شود. اما طرد را همیشه نمی توان ناشی از طرد کردن از سوی مردم دانست ، شاید گروهی خود تصمیم به کناره گیری از عرصه های مختلف حیات اجتماعی نمایند .اما در این مورد مقصود رانده شدن اجباری است نه داوطلبانه. نسل جوان امروز ایران در 3 حوزه آموزش ، اشتغال و تشکیل خانواده به حاشیه رانده شده است.دکتر صالحی اصفهانی در تحقیقی با عنوان
"The youth social exclusion in Iran" به بررسی عوامل ایجاد کننده طرد اجتماعی در بین جوانان ایرانی از دیدگاه اقتصادی پرداخته است. وی در تحقیق خود بیان می کند که " وضعیت کلان اقتصادی ، انفجار جمعیتی ناشی از نرخ های باروری در اواخر دهه 1970 و اواسط 1980 ، انتخاب ها و چالش های جدیدی را برای جوانان به ارمغان آورد. " و در نتیجه " گروه فوق العاده بزرگی از جوانان امروز به ازدحام درمدارس ، عدم توازن جنسی در ازدواج و افزایش فشار برای ورورد به بازرا کار رسمی دچار شدند ."


دکتر صالحی بر این اعتقاد است که گنجایش جوانان و عبور موفقیت آمیز آنها به بزرگسالی در 3 بعد تحلیل می شود:
کسب مهارت برای اشتغال فعال :
"در 20 سال گذشته رشد چشم گیری در دستاوردهای تحصیل جوانان ایرانی در سرتاسر کشور وجود داشته است که از طریق افزایش نرخ های ثبت نام معلوم می گردد. به هر حال همانند بسیاری از کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی ، بازار کار رسمی ایران به طور نامتناسبی به کسانی که دارای مدرک دانشگاهی بالاتر هستند ، پاداش های بالایی می دهد که بنابراین منجر به ایجاد نظام آموزشی مبتنی بر تمرکز بر تولید مدرک به جای افراد آموزش دیده می شود. "
یافتن یک شغل
" بعد از اتمام مدرسه ، جوانان ایرانی با چندین مانع در انتقال به اشتغال روبرو می شوند و تحصیل کردگان با نرخ بالای بیکاری و زمان طولانی مدت بیکار ماندن مواجه می شوند.قوانین سخت اشتغال در ایران در کمک به تعداد زیادی از جوانان جویای کار برای یافتن شغل مناسب ناتوان است."
ازدواج و تشکیل خانواده
"در دو دهه ی اخیر زندگی خانوادگی در ایران تغییرات اساسی کرده است. با کاهش نرخ باروری ، هم مردان و هم زنان بیشتر برای ازدواج صبر کرده اند. درصد مردان و زنان ازدواج نکرده ی بین 25 تا 29 سال به سرعت در حال افزایش است. به طوری که از 8 درصد به 25 درصد در زنان و در مردان از 20 درصد به 40 درصد افزایش یافته است.تخیر در خروج از خانه والدین در بین جوانان ایرانی نیز افزایش یافته است زیرا انها زمان بیشتری در مدرسه می مانند و نمی توانند به مکانی متعلق به خود نقل مکان کنند.
نسبت مردان 20 تا 29 ساله ای که با والدینشان زندگی می کنند از حدود 50 درصد در 1984 به حدود 75 درصد در 2005 و برای زنان از 20 درصد به 48 درصد افزایش یافته است.
این افزایش سن شاید یک پدیده مثبت باشد . شاید تأخیر در سن ازدواج و تشکیل خانواده و داشتن فرزنداز نتایج سرمایه گذاری در آموزش باشد ؛ اما مجرد ماندن مشکل تازه ای در انتقال به بزرگسالی به وجود می آورد.
شاید تأخیر در تشکیل خانواده واکنشی در برابر آداب و رسوم ازدواج باشد زیرا خرید مسکن و هزینه های خانواده رو به افزایش است."
دکتر اصفهانی به عوامل پدید آورنده حاشیه نشینی جوانان ایرانی بیشتر از منظر اقتصادی پرداخته است و با توجه به ساختار جمعیتی ایران مطالعات خود را انجام داده است.
در بسیاری از موارد بیشتر توجه به عواقب و پیامد های یأس به چشم می خورد و یأس و سرخوردگی جوانان به عنوان عاملی مهم در لایه های پنهان اجتماعی نادیده گرفته می شود و عموماٌ توجه به پدیده هایی مثل جرم ، انحراف ، حاشیه نشینی و . . . معطوف است.


روند بروز یأس اجتماعی و پیامدهای آن
از نظر مانهايم ، ارزش ها فرآورده هاي ساختگي (Manufactured) نيستند بلكه هنگامي ارزش ها توليد مي شوند كه " واقعيت اجتماعي در حال رشد ، مسائل غير قابل محاسبه و جديدي را به جريان هاي فكر عرضه مي كنند" ، در حالي كه اين جريان ها تدريجي و تكاملي باشند. در بین نسل جوان با اشاره با گسترش ارتباطات در سطح جهانی ، بسیاری از ارزش های دوره های قبل رنگ باخته و یا تغییراتی در آنها به وجود آمده و یا حتی ارزش های جدیدی پا به عرصه گذاشته اند و در کنار همه اینها ناتوانی در دستیابی به منابع و امکانات نیز بیشتر شده است و از تقابل نیاز و محرومیت ، یأس اجتماعی شکل می گیرد.
به حاشیه رانده شدن جوانان که سرمایه های اجتماعی بالقوه جامعه به حساب می آیند عواقب بسیاری دارد. تلاش جوانان برای کسب موقعیت های اجتماعی بالا تر و احراز منزلت اجتماعی عموماً محتوم به شکست است چرا که پاسخ های کانالیزه شده و مشخص جامعه و نهادهای اجتماعی راه را برای آنان تنگ می کند و پتانسیل بالایی در جامعه به هرز می رود. جامعه سرمایه های نمادینی را از طریق آموزش همگانی به نسل جوان می دهد وجوانان مجالی برای رفع توقعی که برایشان به وجود آمده در جامعه نمی یابند و در راستای همین عنوان دهی ( مهندس ، دکتر ، کارشناس و. . . ) فرصت ها و امکانات مطلوبی را نمی تواند برای آنان فراهم می آورد .( توکل و قاضی نژاد ، 1385 : 108)
می توان یأس را در عرصه های مختلف جامعه مورد بررسی قرار داد:
یأس اقتصادی:
عدم مشارکت اقتصادی ، بی ثباتی بازار کار ، نبود فرصت های شغلی مناسب با تخصص، تعدد مشاغل کاذب، وابستگی به والدین و... از عوامل ایجاد کننده ی یأس اجتماعی جوانان در عرصه اقتصادی هستند. نبود شغل و در نتیجه درآمد ، مشکلاتی مانند عدم تأمین نیاز های رفاهی ، ناتوانی در پرداخت هزینه های زندگی و بهای مسکن و بروز فقر را موجب می شود.
یأس اجتماعی:
سکونت در حاشیه شهرها ، نبود فرصت های مدنی و نبود تسهیلات رفاهی مناسب از سوی دولت ، جوانان را دچار سرخوردگی کرده است. در نظام دموکراتیک آموزش ، گروه های هم سن اغلب در مدارس ، دبیرستان ها و دانشگاه ها با هم آموزش می بینند و دوره ی زندگی مشترکی را با هم تجربه می کنند و در هنگام اتمام تحصیلات و ورود به جامعه و بازار کار مسیر شغلی جوانان فقیر و غنی از هم جدا می شود و این امر باعث می شود که آنان آموزش و پرورش را عاملی در محرومیت خود بدانند چرا که نتوانسته اند زودتر به بازار کار وارد شود و درآمدی داشته باشند. اغلب سطوح مشارکت مدنی در بین این جوانان پایین است و فرصت های کمی برای گذارن اوقات فراغت دارند. البته در این میان باید متذکر شد که کمبود وقت در زندگی بسیاری از کسانی که به حاشیه رانده شده اند وجود دارد؛ زمان عامل مهمی در فعالیت های مدنی محسوب می شود ولی نیاز های مالی و تکاپو برای برطرف کردن مایحتاج اغلب زمانی برای این گونه مشارکت های مدنی باقی نمی گذارد.


یأس سیاسی :
عدم مشارکت در انتخابات ،عدم شرکت در تظاهرات ، نبود انگیزه در فعالیت های حزبی و.. از پیامدهای یأس سیاسی جوانان به شمار می رود. جوانان به حاشیه رانده شده خود را ناتوان در تصمیم گیری های کلان جامعه دانسته و خود و حق رأی خودرا ناچیز دانسته و از فعالیت های سیاسی کناره گیری می کنند.البته ممکن است برخی از مطرودین علاقمند به فعالیت های سیاسی باشند ولی امکانات و فرصت های لازم را در اختیار نداشته باشند.
همین طور یأس را می توان در سه سطح خرد ، میانه وکلان مورد مطالعه قرار داد.
یاس در سطح کلان به ایجاد گروه هایی منفعل در جامعه می انجامد.گروه هایی که در تصمیم های کلان دخالتی نمی کنند عموماً، خود را نادیده انگاشته ، می پندارند و حضور خود را چنان ضعیف تلقی کرده که هر گونه مشارکتی در سطح کلان را بی تأثیر می دانند. در سطح میانه عدم مشارکت در گروه های اجتماعی، تماس نداشتن با افراد محل سکونت یا اشتغال از پیامد های یأس است. زندگی شهرنشینی و عدم مالکیت مسکن ، فرد را نسبت به کسانی که دارای محل سکونت دائمی در یک مکان هستند بی قدرت تر می کند و در نتیجه مشارکت فرد را در سطح محله و رفع مشکلات پایین می آورد .
در سطح فردی نیز به ضعف شبکه ارتباطی فرد ،انزوا ، افسردگی ،خودکشی، بروز انحرافات و غیره می توان اشاره کرد. نبود شغل ، عدم کسب فرصت های مناسب برای ازدواج و تشکیل خانواده زمینه را برای بروز انحراف و کجروی در بین جوانان فراهم می کند.

یأس اجتماعی در سه سطح خرد ، میانه و کلان
طبق نظریه ناهمنوایی مرتن ، نوآوران گروه هایی هستند که اهداف را قبول دارند اما راه های رسین به اهداف مورد پذیرش آنان نیست. ( تنهایی ، 1374 :209 ) بسیاری از جوانانی که برای امرار معاش و تأمین زندگی دست به قاچاق ، سرقت ، اختلاس و. . . می زنند از طریق راه های نا مشروع و نا مقبول در صدد رسیدن به اهداف مقبول در جامعه هستند.
هم چنین منزویان نیز کسانی هستند که نه اهداف و نه راه های رسیدن به اهداف را قبول ندارند و از جماعه کنار کشیده و منزوی شده اند.اصلاً هیچ چیزی را قبول ندارند و ظاهراً هیچ اخلاق ، ارزشی و اسلوبی را نمی پسندند. ( همان )
از رویکرد تضادی و با بررسی علل زیربنایی بسیاری از طرد شدن ها و حاشیه نشین کردن های اجتماعی را می توان نتیجه روابط نابرابر قدرت و منزلت در جامعه لحاظ کرد و عدم دستیابی جوانان به منابع مادی جامعه را حاصل تلاش نسل قبل در حفظ موقعیت خود دانست . نسل پیر که در موقعیت های تثبیت شده ای قرار دارند ، خواهان حفظ امکانات و فرصت ها برای خود هستند و بنابراین نسل جوان را از دستیابی به این منابع محروم می کنند و جوانان را به حاشیه میدان های اجتماعی می رانند


اطلاعیه سه شنبه بیست و چهارم دی 1387

تا پایان امتحانات نیم سال اول هیچ پستی ارائه نمی شود.

 

با تشکر از بازدید شما

 

مدیریت وبلاگ man

 


اطلاعیه مدیر وبلاگ یکشنبه نوزدهم آبان 1387

دانشجویانی که مایلند  عضو  هیئت تحریریه نشریه های من

(ماهنامه من،ویژه نامه علمی ـتخصصی) شوند می توانند با  ذکر:

 نام،سال ورود،رشته تحصیلی و ستون مورد نظرخود 

 در قسمت نظر خواهی و یا با ارسال ایمیل به آدرس

 .manpnu@yahoo.com  

اعلام آمادگی کنند.


اطلاعیه پیام نور استان قم جمعه دهم آبان 1387

قابل توجه دانشجويان گرامي

به اطلاع می رساند که به منظور رفاه دانشجویان مهلت حذف و اضافه تا تاریخ 03/09/1387( سوم آذرماه) تمدید گردید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آندسته از دانشجویان گرامی که موفق به دریافت نمرات خود نشده اند باید از تاریخ 24/7/87 لغایت 2/8/87 با همراه داشتن پرینت نمرات خود از سایت گلستان به قسمت امتحانات مراجعه نمایند.

دانشجویان گرامی از روشهای زیر می توانند جهت مشاهده نمرات خود استفاده نمایند:

اطلاعیه اعلام نمرات و توزیع کارنامه های دانشپذیرات مرود و مشروط میانگین متعاقبا از طریق همین سایت اعلام خواهد شد.

  • استفاده از شماره تلفنهای گویای  7780140و7780143

نکات مهم برای حذف و اضافه

لطفا در زمان حذف و اضافه به نکات زیر توجه نمایید:

1- اگرنمرات نیمسال قبلی شما در تاریخ حذف و اضافه قطعی شده باشد، ملاک نیمسال قبل (نیمسال دوم 87-86) خواهد بود. در غیر اینصورت ملاک بالاترین معدل در یک یا دو نیمسال قبل خواهد بود.

2- دروس مقدماتی ذکر شده در سر فصل دروس مخصوص پذیرفته شدگان فراگیر سال تحصیلی 87-86 (دوره هیجدهم) می باشد، لذا اگر دانشجویی این دروس را به اشتباه انتخاب نموده آنها را حذف و دروس دیگر جایگزین نماید.

3- اگر دانشجویی بالاتر از سقف مجاز انتخاب واحد نموده، زمان حذف و اضافه آن را حذف نماید. در غیر اینصورت دانشگاه مجاز خواهد بود واحد مازاد را حتی پس از گذراندن آن حذف نماید.


انواع بازی در کودکان سه شنبه هفتم آبان 1387

بازی عبارت است از هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفدار که به صورت فردی یا گروهی انجام شود و موجب کسب لذت و برآورده شدن نیازهای کودک گردد. کودکان، نقاط قوت و ضعف خود از جمله تمایل به فرمان دادن یا فرمان بردن، تهاجم یا تسلیم، اجتماعی بودن یا منزوی بودن و همچنین احساسات دوستانه یا خصمانه، افسردگی یا شادی، امیال و آرزوهای خود را از طریق بازی نشان می دهند. کودکان به بازیهای متفاوتی می پردازند که هر کدام از بازیها نشان دهنده یکی از احساسات آنها می باشد. کودکان برای بیان رفتارهای پرخاشگرانه خود به بازیهایی می پردازند که در آن بتوانند با حمله و تخریب پدیده های عادی و معنوی راهی برای بروز خشم خود پیدا کنند. همچنین برای بیان آرزوها و امیال خود به رویا و تخیل می پردازند و برای رسیدن به هرآنچه که آرزو دارند خود را با بازیهای تخیلی سرگرم می کنند و سرانجام برای ساخت و پیدا کردن نقش مورد علاقه خود به بازیهای تقلیدی می پردازند. در ادامه انواع بازی کودکان شرح داده می شوند.

 

انـــــواع بـــــازی کودکـــــان

بازیهای جسمی:

بازیهای جسمی از قدیمی ترین انواع بازیها هستند. کودک برای خارج ساختن نیرو ( انرژی ) اضافی بدن خود و یا رهایی از خمودگی و خستگی، اوقاتی را به بازیهای جسمی اختصاص می دهد. از مشخصات این بازی، نیاز به محیط مخصوص بازی و توان جسمی کودک در اجرای بازی است. بازیهای جسمی می توانند هم به صورت گروهی و هم به صورت انفرادی و یا ترکیبی از هر دوی آنها انجام گیرند.

 

بازیهای تقلیدی:

کودک در هر دوره ای دست به بازیهای تقلیدی می زند. کودک در آغاز به تقلید نقش مطمئن دوستان، والدین، خواهران، برادران و کلا نزدیکان می پردازد و از ایفای نقش آنها، بزرگترین لذت و تجربه را به دست می آورد. در دوران دبستان بیشتر نقش مربیان و معلمان را ایفا می کند و هنگامی که به سن نوجوانی نزدیک می شود، الگوی رفتاری او نیز تغییر می یابد. از این سنین کودک ( نوجوان ) به تقلید رفتار همسالان خود می پردازد. در واقع از این زمان به بعد تقلید نقش از طرف کودک دیگر به عنوان بازی نیست، بلکه آغازی است برای چگونگی هم خوانی با گروههای اجتماعی و ایفای نقش واقعی زندگی.

 

بازیهای نمایشی:

مهمترین بازی که در آن احساسات، نیازها و عواطف کودکان می تواند بروز و ظهور کند، بازی نمایشی است. بازی نمایشی می تواند کمک کند تا کودک از خود مرکزی بیرون آید و متوجه بیرون خود شود و همچنین به کودک فرصت می دهد تا شخصیت درونی خود را آشکار کند. اگرچه بازیهای تقلیدی و نمایشی با هم مشترکند و در حقیقت بازی نمایشی خود نوعی از بازی تقلیدی است؛ اما نکته ظریف این جاست که در بازی تقلیدی، کودک سعی به تقلید نقش دارد، در حالیکه بلازی نمایشی کودک غلاوه بر تقلید نقش، انتظار خود از آن نقش را نیز بیان می دارد.

 

بازیهای نمادین:

بازیهای نمادین نقطه اوج بازی های کودکانه است که از حدود یک و نیم یا دو سالگی آغاز می شود و در پنج و شش سالگی به کمال خود می رسد، و تا هشت و نه سالگی نیز ادامه می یابد. در واقع، بازی نمادین زمانی آغاز می شود که کودک به تدریج زبان می گشاید و توانایی کاربرد علائم و نمادهای زبان را دارد. بازی های نمادین، با بازی های تقلیدی و نمایشی تفاوت دارد. در بازی های تقلیدی و نمایشی، کودک با استفاده از وسایل موجود به برون فکنی یا درون فکنی امیال و خواسته های خود می پردازد و از این طریق، به لذتی درونی و برونی دست می یابد و خود را از قید تنش ها رها می سازد. دربازی های تقلیدی و نمایشی، کودک سعی دارد به اشیا و وسایل واقعی موجود در محیط خود دست پیدا کرده و با آن وسایل بازی کند اما در بسیاری از اوقات، محدودیت ها مانع دستیابی کودک به ابزار و وسایلی است که در بازی به آن نیاز دارد. در این مرحله است که کودک، برای حل مشکل خود، به بازی های نمادین روی می آورد و عناصری تازه وارد بازی کودکان می شوند. واقعیت ها تغییر شکل می یابند. اشیایی که وجود ندارند به وسیله اشیای دیگر به نمایش در می آیند.

 

بازیهای تخیلی:

بازیهای تخیلی ریشه در خلاقیت کودک دارند. تخیل کودک به مرور و همگام با رشد ذهنی او از مرحله بازیها خارج شده و به صحنه داستانها و گفتارهای کودک کشانده می شود.نظریه پردازان معتقدند  رشد تخیل کودک در هنگام کودکی و از طریق بازی می تواند باعث گردد تا در زندگی بزرگسالی این کودکان تبدیل به هنرمندان، نویسندگان، نقاشان، مخترعین و کاشفانی بزرگ گردند.

 

بازیهای آموزشی:

بازیهای آموزشی، برای تقویت و رشد قوای حسی و ذهنی کودک می باشد. آنچه در بازیهای آموزشی مورد نظر است، چگونگی استفاده از بازی در رشد قوای حسی حرکتی و به فعالیت واداشتن کودک از طریق تمرین با وسایل بازی است. از جمله بازیهای آموزشی می توان از بازیهای دستی مثل پازل نام برد. نظارت مربیان و والدین در بازیهای آموزشی بسیار بااهمیت و حساس است؛ اما میزان این نظارت باید تا حدی محدود باشد. با این که هدف از انجام بازیهای آموزشی، بیشتر آموزش است تا بازی، اما جنبه بازی گونه بودن آن بایدحفظ شود. باید سعی شود کنترل اصلی در اختیار کودک بوده و جهت و مسیر آن را خود کودک تعیین کند، تنها هنر مربی یا والدین، هدایت جهت و مسیر بازی به صورت غیرمستقیم و غیرتحمیلی به سوی آموزش است.

 


شروع کلاس ها !!!_مزاحمی به نام وسواس یکشنبه چهاردهم مهر 1387

نسیم مهر آمد

قابل توجه کلیه دانشجویان روان شناسی دستجرد ورودی ۸۶

برنامه کلاسی ترم سوم

۵ شنبه : معارف اسلامی ۲     آمار استنباطی      روشهای تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی

   جمعه :  روان شناسی یادگیری    روشهای تغییر و اصلاح رفتار   روانسنجی    روان شناسی عمومی ۲

لازم به ذکر است اساتید دروس تخصصی آقای رحیمی وآقای قدسی و استاد درس معارف اسلامی ۲ آقای مبلغی می باشد. 


«بشور، بساب، اینجا ننشین، بنشین آنجا! بلند شو، با پای خیس راه نرو، ای وای! کی گفت بروی سر یخچال!»حتماً از ذهن شما هم گذشت که «وای چه جمله‌های کلافه‌کننده‌ای دارند این آدم‌های وسواسی!»

 

البته این واژه‌ها از نوع دم دستی‌ترین اصطلاحاتی است که آدم‌های وسواسی را به یاد می‌آورند و در ساده‌ترین شکل، زن‌ها را محکوم به وسواسی بودن می‌کند. در حالی که به عقیده دکتر سعید قشونی (متخصص مغز و اعصاب و استاد دانشگاه) میزان وسواس بین زنان و مردان تقریباً یکسان است،از سوی دیگر وسواس تنها در شکل افراطی شست و شو و... خلاصه نمی‌شود.

● منشأ وسواس

وسواس نوعی بیماری اضطرابی است. که ازهر صد بیمار مراجعه کننده به متخصصین اعصاب و روان حدود ۱۰ نفر به آن مبتلا هستند. این تعداد تقریبا در همه جوامع و فرهنگ‏ها یکسان است. وسواس چهارمین بیماری شایع در روانپزشکی است. علت پزشکی وسواس را می‌توان در اختلال احتمالی دستگاه عصبی و به‌هم‌خوردن تنظیم ماده‏ای به نام سروتونین در مغز جست‌وجو کرد. هر چند مطالعات جدید درصدد یافتن سایر موارد دخیل در این بیماری هستند. اما گاهی فرد غیر از عوامل ژنتیکی به علت بروز حادثه‏ای مثل بیماری، بارداری و ضربه روحی به‌طور ناگهانی می‌تواند دچار علایم وسواس شود. دکتر قشونی معتقد است این عوامل مزاحم می‌توانند هم عامل فیزیکی و هم عامل روانی باشند.

● انواع وسواس

انواع شایع وسواس عبارتند از:

۱) وسواس آلودگی که منجر به شست‌وشوی زیاد بدن و وسایل مورد استفاده می‌شود.

۲) وسواس شک و تردید که فرد مبتلا برای اطمینان از قفل بودن در منزل، خاموش بودن گاز، تلویزیون و برق قبل از ترک خانه یا حتی بعد از ترک آن، مکررا آنها را به دفعات کنترل می‏کند.

۳) وسواس افکار تکراری (مانند افکاری با محتوای پرخاشگری، مذهبی و...) که گاهی در شب بیماررا بد خواب می‌کند.

۴) وسواس نظم؛ فرد می‏کوشد تا اشیا و وسایل محل کار و منزل خود را مرتبا جا به جا و تنظیم کند تا همه چیز بسیار مرتب و منظم باشد. این امر باعث اتلاف وقت فراوان می‏شود. حدود نیمی از بیماران وسواسی به علایم افسردگی دچار هستند.

وسواس، فکر، احساس و اندیشه‌ای مزاحم است که پیله می‌کند به زندگی روزمره و آن قدر به دست و پای آدم می‌پیچد تا اینکه هم خود فرد و هم اطرافیانش را کلافه کند. وسواس به دو دسته وسواس فکری و عملی تقسیم می‌شود، در مجموع وسواس حالتی ازاجبار ایجاد می‌کند، اما در عین حال رفتاری آگاهانه است.

این عمل یا فکر تکراری گاهی آن قدر شدید می‌شود که باعث اتلاف وقت یا نگرانی و اختلال شدید در عملکرد فرد می‏شود. همچنین گاهی آنقدر شدید می‏شود که فعالیت اجتماعی شخص را فلج می‏کند، ارتباطات وی را بادوستان و اطرافیان تحت‏الشعاع قرار می‏دهد. وسواس برای خود فرد نیز آزار دهنده است.

وسواس عملی می‌تواند به شکل وسواس شمارشی، اجتنابی و یا وارسی در فرد بروز کند، اما وسواس فکری در فرد می‌تواند ایجاد اضطراب ‏کند وفرد را مجبور کند برای آن که از اضطرابش کم شود آن عمل وسواسی را انجام دهد در این صورت برای مدت کوتاه فرد بر اضطراب خود غلبه می‌کند.

● بعد اجتماعی وسواس

دکتر امان‌الله قرایی مقدم جامعه‌شناس و استاد دانشگاه وسواس را یک پدیده اجتماعی می‌داند که می‌تواند تحت تاثیر عوامل ژنتیکی، فرهنگی و تربیتی ایجاد شود و در تمام روابط اجتماعی، اقتصادی، تحصیلی و حتی همسر داری فرد تاثیر مستقیم بگذارد. البته این تاثیر در حد افراطی وسواس شدت می‌گیرد، دکتر قرایی مقدم معتقد است وسواس یک مکانیسم دفاعی است، همان طور که انسان‌ها مکانیسم‌های دفاعی مختلفی مانند؛ فرافکنی، دلیل‌تراشی و... دارند می‌توانند با پناه بردن به افکار و اعمال تکراری به نوعی استرس و اضطراب خود را کنترل کنند. در واقع بر اساس نظریه فشار استرس‌های روانی می‌تواند فرد را وادار کند که به سمت اعمال وسواسی پیش برود، این وسواس‌ها می‌تواند فرد را آدمی لجباز و بهانه گیرکند. بنابراین آدمی با این خصوصیات نمی‌تواند روابط سالمی با اطرافیان خود برقرار کند. از سوی دیگر این اعمال وسواسی آن قدر از او زمان می‌گیرد که می‌تواند کارایی او را در محیط کار پایین بیاورد، همچنین در مسائل اقتصادی فرد را دچار اسراف و هدر دادن منابع می‌کند، مانند شست‌وشوی مکرر و هدر دادن مقدار زیادی آب و مواد شوینده و...

● زنان وسواسی

توی آشپزخانه که بروی همیشه چند تا دستمال رنگارنگ شسته تمیز خواهی دید، البته هیچ کس نمی‌تواند با هیچ کدام آنها لکه چای روی سرامیک‌ها را پاک کند، اول باید بپرسید کدام دستمال مخصوص لکه‌ها است؟ البته اگر جرات کردید و خواستید اعتراف کنید به اینکه چند قطره چای ریخته اید روی زمین!نکند حواستان نباشد و با آن دستمال آبی فیروزه‌ای که مخصوص پاک کردن سنگ کابینت است، لکه چای روی سرامیک‌ها را پاک کنید! نشانه‌های بالا ما را با زنان وسواسی

روبه رو می‌کند. البته وسواس در زنان بیشتر شکل خانه داری به خود می‌گیرد و شاید کمتر شکل وسواس شمارشی مثل تردید برای شمردن تعداد اسکناس‌ها را در زنان ببینیم. دکتر قشونی وسواس آلودگی را یکی از شایع‌ترین نوع وسواس می‌داند که می‌تواند بیشتر سراغ زنان برود.

وقتی زنان گرفتار وسواس آلودگی شوند آن وقت بزرگ‌ترین دغدغه زندگی شان نجاست و طهارت و پاک شدن لکه‌ها می‌شود، این نوع از وسواس می‌تواند حتی در روابط زناشویی افراد تاثیر بگذارد، به تدریج همسر را گرفتار حس بدبینی کند تا آنجا که گاهی مردها گمان می‌کنند زنشان دیگر مثل قبل به او علاقه ندارد.در نهایت این رفتارهای اضطرابی زن، می‌تواند فضای خانه را متشنج و پر از استرس کند، چنانچه هیچ کدام از افراد خانواده نتوانند بدون دغدغه و با آرامش سراغ یخچال، یا حتی کمد‌ها و... برود در واقع در نوع شدید وسواس زنان حکم یک بازپرس را در خانه پیدا می‌کنند که همه افراد باید مدام به آنها جواب پس بدهند، که دستشان را شسته‌اند یا نه؟ با کدام حوله دست‌ها را خشک کرده‌اند وهزار و یک سوال جور واجور دیگر.

اما به عقیده دکتر قرایی مقدم ممکن است وسواس در زنان به شکل بد بینی و شک به همسربروز کند و این تردیدها و وسواس‌ها می‌تواند روی بچه‌ها و خانواده تاثیر منفی بگذارد.در واقع تمام این اتفاق‌ها می‌تواند جایگاه زن به عنوان مدیر و فرمانده خانه را ضعیف کند و در نهایت تاثیر روانی این وسواس را به همه اعضای خانواده گسترش دهد.

● بچه‌های مادران وسواسی

وقتی مادر‌ها آن قدر اهل بشور و بساب شوند که پوست دست شان برود آن وقت بچه‌ها متوجه خطر خواهند شد،کمتر پیش می‌آید که بیایند و بگویند «مامان بشقاب غذا دمر شد روی زمین!» بچه‌ها می‌گردند و راهکار مناسب را پیدا می‌کنند، همان وقت که هیجان زده و مضطرب هستند، مشت مشت برنج‌ها را می‌ریزند توی سطل زباله و ته مانده آن را هل می‌دهند زیر کابینت‌ها یا حتی زیر قالیچه کف آشپزخانه، بیشتر زنان وسواسی به تجربه خواهند فهمید که بچه هایشان بیشتر از بچه‌های دیگر دروغ می‌گویند و پنهان کاری می‌کنند.اما با توجه به اینکه گفته شد یکی از اساسی‌ترین راه‌های ابتلا به وسواس از طریق ژن‌ها است،داشتن یک پدر و مادروسواسی می‌تواند میزان ابتلای کودکان به مرض وسواس را افزایش دهد،البته غیر از آن بخش اکتسابی ماجرا،مگر می‌شود دختر بچه‌ها مادر را طی ۲۴ ساعت شبانه روز سر گرم رفت و روب و شست‌وشو ببینند، بعد وقتی بزرگ شدند و رفتند سر خانه زندگی شان الگوی نظافتی غیر از مادر داشته باشند؟!معمولا تصور این دختربچه‌ها از زنانگی و خانه داری چیزی غیر از دختر بچه‌های دیگر است. آنها فکر می‌کنند نمی‌توان یک زن ایده آل و یک مادر مهربان بود، بدون آنکه دست‌ها بوی وایتکس بدهد ویا اینکه یک لک کوچک افتاده باشد پشت دستگیره در. از سوی دیگر مسائل رفتاری از جمله سخت‏گیری زیاد خانواده‏ها به کودکان برای رعایت تمیزی و شست‌وشوی فراوان گاهی سبب بروز علائم وسواس در بزرگسالی می‏شود.

● وسواس بیمارمان می‌کند

بیماران وسواسی معمولا به علت علائم مختلف به پزشکان گوناگون مراجعه می‏کنند. مثلا در وسواس آلودگی، فرد به علت زخم پوستی ناشی از شست‌وشوی بیش از حد دست و صورت به پزشک متخصص پوست مراجعه می‏کند، یا شروع بیماری وسواس بعد از زایمان، می‌تواند زنان را به متخصص زنان بکشاند، یا افراد وسواسی را مجبور کند به علت ضایعات لثه، ناشی از مسواک زدن زیاد به دندانپزشک مراجعه‏کنند. آنها که گرفتار وسواس افکار تکراری (مانند افکاری با محتوای پرخاشگری، مذهبی و...) هستند معمولاً به علت بی‏خوابی به پزشک مراجعه می‏کنند.

● راه‌های مقابله

دکتر قرایی مقدم وسواس را از آن نوع بیماری‌ها می‌داند که معمولاً دوره درمان طولانی می‌طلبد.همچنین تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که در زمینه درمان بیماران وسواسی، بهترین اقدام، رفتار

درمانی - شناختی و دارو درمانی است.دکتر قرایی‌مقدم وسواس را مختص به جامعه شهری و زنان نمی‌داند و معتقد است طبق تئوری جورج مید که دیدگاه دیگران و دگران را مطرح کرده است، دیگران یعنی همان پدر، مادر و اعضای خانواده و دگران به معنای مردم عام جامعه می‌توانند در کاهش یا افزایش عملکرد وسواسی فرد موثر باشند، به گونه‌ای که نباید با دادن صفت‌های وسواسی و یا گوشه و کنایه پراندن، فرد وسواسی را تحریک کنند بلکه باید تلقین‌پذیری فرد را در جهت بهبود تقویت کرد. بنابراین وقتی به آنها که گرفتار وسواس شده‌اند سرکوفت نزنیم، تمسخرشان نکنیم و به آنها و خودمان بفهمانیم که تنها راه قطعی درمان مراجعه به روانپزشک و حتی دارو درمانی است آن وقت دیگر کلافه نمی‌شویم از شنیدن واژه‌های تکراری و خسته کننده مثل «بشور، بساب، اینجا ننشین، بنشین آنجا! بلند شو، با پای خیس راه نرو، ای وای! کی گفت بروی سر یخچال!»

منبع:روزنامه تهران امروز


اختلالات شخصیت NOS پنجشنبه یازدهم مهر 1387

برای اطلاع از وضعیت تشکیل کلاس

شنبه ۱۳/۷/۸۷ با دانشگاه تماس بگیرید


عنوان اختلالات شخصیت که بگونه‌ای دیگر مشخص نشده یا (Nos) است شامل گروهی از اختلالات شخصیت است که در قالب هیچ یک از ده نوع اختلال شخصیت رسمی Dsm-IV و در واقع در مورد ویژگیها و علائم این اختلالات تحقیق و مطالعات زیادی وجود ندارد و به روشنی شناخته نشده‌اند، این اختلالات عبارتند از: '' اختلال شخصیت منفعل - مهاجم ، اختلال شخصیت افسرده ، اختلال شخصیت سادیستی و اختلال شخصیت سادو مازو خیستی (خود شکن).

اختلال شخصیت منفعل-مهاجم (Passive Aggressive Disorder)

ویژگی بالینی

بهترین توصیف از شخصیت‌های منفعل - مهاجم این است که این افراد بلی می‌گویند و به نه عمل می‌کنند، آنان پرخاشگری پنهانی خود را بصورت انفعال ، عدم کارایی ، رفتارهای منفی و فراموشی عمدی نشان می‌دهند؛ اما برای این رفتارهای منفی خود دلیل تراشی (Rationalization) می‌کنند و اشتباه را به دیگران (که با آنها ارتباط دارند) نسبت می‌دهند؛ ولی با آنها قطع رابطه نمی کنند. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت منفعل - مهاجم به نفرت خود بیشتر از رضایت خویش وابسته هستند و ممکن است هرگز ندانند برای لذت بردن خود چه چیزی می‌خواهند.

ملاکهای تشخیص افتراقی اختلال شخصیت منفعل- مهاجم

  • الگوی مستمر مقاومت منفی در مقابل در خواست دیگران برای عملکرد کافی که در اوایل بزرگسالی شروع شده و در زمینه‌های گوناگون ظاهر می‌شود. برای تشخیص اختلال وجود حداقل چهار علامت از علائم زیر ضروری است :


  1. منفعلانه در انجام تکالیف شغلی و اجتماعی مقاومت می‌کند.
  2. از اینکه دیگران اورا درک نکرده و قدرش را نمی‌دانند، شکایت می‌کند.
  3. ترشرو و اهل جر و بحث است.
  4. بطور غیر منطقی انقاد کرده و به اولیا امور اهانت می‌کند.
  5. نسبت به کسانی که ظاهرا شانس بیشتری دارند رشک و تقویت می‌کند.
  6. از بدبختی‌های خود بطور اغراق آمیز و مستمر شکایت می‌کند.


    یک مثال

    آقای حسن.ج. 35 ساله به دعوت دوستش برای کار در فروشگاه جواب مثبت داد و شخصیت منفعل - مهاجم او باعث شکست کاری او گردید. و برای کمک گرفتن به یک مشاور مراجعه کرد. متن زیر قسمتی از مصاحبه مشاور با ایشان است :



    م :...
    م : مشکل از کجا شروع شد!
    ب : بگذار به تو بگویم. کاری که دوستم کرد این بود که صبح یک روز برای کارکنان سخنرانی گذاشت. این اولین باری بود که از او رنجیدم. او از این راه می‌خواست نامردانه به ما فشار بیاورد که سر وقت بیایم.
    م : در این مورد (دیرآمدن) با او مشکل پیدا کردید؟
    ب : مشکل؟ ما با هم دوست بودیم. ولی بعضی وقت‌ها من دیر می‌آمدم چون یا ما ماشینم خراب می‌شد یا کاری برایم پیش می‌آمد. ولی او چیزی به من نمی‌گفت ولی حس می‌کردم که خوشش نمی‌آید.
    م : دوستت خودش هم دیر می‌کرد؟
    ب : شوخی می‌کنی! این یارو همیشه کار می‌کند. از صبح اول وقت تا غروب آنجا کار می‌کند. اگر من می‌دانستم که او اینطوی از آدم بیگاری می‌کشد راهم به آنجا نمی‌افتاد (بیمار این پیش فرض را در ذهن خود دارد که هر کس برای دوستش کار کند می‌تواند از او انتظاراتی داشته باشد مثل: دیر آمدن ، سخت نگرفتن و از زیر کار شانه خالی کردن به همین دلیل از پرکاری دوستش انتقاد می‌کند و آن را روش برای بیگاری کشیدن تفسیر می‌کند)

    اختلال شخصیت افسرده (Depressed Personality Disorder)

    ویژگی بالینی

    ویژگی همیشگی این افراد در طول عمرشان قرا گرفتن در طیف افسردگی است. این افراد بدبین ، ناتوان از احساس لذت ، فاقد اعتماد به نفس و بطور مزمن غمگین هستند. این اختلال تازه در Dsm-Iv طبقه بندی شده است. ولی تعدادی از روان پزشکان اروپایی ویژگی این افراد توصیف کرده‌اند. توصیف کلاسیک شخصیت افسرده در سال 1963 توسط آرتور تویز (Arthur Toyes) و لاورنس کولب (Lourence Kolb) ارائه شده است.

    این افراد از شادی طبیعی زندگی سهم اندکی برده‌اند، تنها ، عبوس ، غمگین ، بدبین و خود ملامت گر هستند. مستعد ابراز احساس پشیمانی و بی‌کفایتی و ناامیدی هستند. غالبا دقیق ، کمال طلب و با وجدان و دل مشغول کار هستند. عمیقا احساس مسولیت می‌کنند و به آسانی تحت شرایط تازه احساس دلسردی می‌کنند. از عدم مقبولیت می‌ترسند و در سکوت رنج را تحمل می‌کنند به آسانی ، هر چند معمولا نه در حضور دیگران ، اشک می‌ریزند. میل به تردید ، بلا تصمیمی و احتیاط احساس ناامنی ذاتی آنها را فاش می‌کند.

    تشخیص افتراقی شخصیت افسرده

    تشخیص افتراقی بین اختلال افسردگی (که در محور I کدگذاری می‌شود) و اختلال شخصیت افسرده ضروری است. بدین ترتیب که اختلال افسردگی شدیدتر و معمولا دوره‌ای است ولی اختلال شخصیت افسرده خفیف‌تر و مربوط به تمام عمر است.

    درمان

    • روان درمانی: روان درمانی درمان انتخابی برای اختلال شخصیت افسرده است. واین بیماران چون واقعیت سنگین خوبی دارند به روان درمانی بینش گرا و روان کاوی به خوبی پاسخ می‌دهند، اگر چه احتمالا درمان طولانی خواهد بود. همچنین می‌توان از شناخت درمانی ، گروه درمانی و روشهای خود یاری استفاده کرد.

    • دارو درمانی: همراه با روان درمانی استفاده از ضدافسردگی می‌تواند بعضی از علائم را بهبود بخشیده ، نتایج روان درمانی را به حداکثر برساند.

    اختلال شخصیت سادیستی (sadistic Personality Disorder)

    ویژگی بالینی

    بیماران سادیستیک الگوی مستمر از رفتار خشن ، تحقیرآمیز و سوء استفاده گرانه نشان می‌دهند که متوجه افراد دیگر است. خشونت فیزیکی همراه با قساوت و بی‌رحمی برای ایجاد درد در دیگران صورت می‌گیرد. آنها دوست دارند مردم را جلو دیگران تحقیر نموده و خوار سازند. آنها این رفتار و گفتار خود لذت می‌برند. بطور کلی شخصیت‌های سادیستی مفتون خشونت ، اسلحه ، جراحت و شکنجه هستند. سادیسم ماخوذ از رسم مارکی دوساد (Marguisde Sade) نویسنده قرن 18 فرانسه است که بارها با نوشته‌ها و رفتار جنسی خشونت آمیز خود زندانی گردید.

    تشخیص افتراقی اختلال شخصیت سادیسمی

    این اختلال بیشتر در قالب اختلال سادیسم جنسی (sexual Sadism Disorder) مشاهده می‌شود. در اختلال شخصیت سادیستی لذت بردن به تنهایی کافی است و لازم نیست که حتما این لذت شامل لذت جنسی هم باشد. ولی در اختلال سادیسم جنسی شخص باید از اعمال خود لذت جنسی بدست آورد. همچنین اختلال سادیسم جنسی در محور I کدگذاری می‌شود و جزو اختلالات جنسی است.

    یک مثال

    ''متن زیر قسمتی از مصاحبه بین مسئول درمانگاه و شوهر یک بیمار است که همسرش در اثر ضرب و شتم او دچار آسیبهای شدید بدنی شده و در بیمارستان بستری است. او به بیمارستان آمد، تا همسر خود را ببرد ولی همسرش حاضر نیست حتی شوهرش را ببیند :



    م : سلام آقای ... من مسئول اینجا هستم. پرستار گفتند شما می‌خواهید مرا ببینید؟
    ش : (بلند می‌شود و به طرف مصاحبه‌گر می‌رود و با صدای آهسته و فشرده حاکی از خشم می‌گوید) درست فهمیدی. می‌خواهم همسرم را ببرم ولی پرستار می‌گوید که او حتی حاضر نیست با من حرف بزند.
    م : (با نگاهی شگفت زده به صورت او) شما می‌خواهید او را ببرید؟
    ش : شما نمی‌توانید او را اینجا نگه دارید؟
    م : یک لحظه صبر کنید ... پرستار به شما چه گفت؟
    ش : او گفت همسرم اینجا بستری است. ولی حاضر نیست با من صحبت کند. حتی وقتی تلفن زدم او حاضر نشد با من تلفنی صحبت کند.
    م : ظاهرا همسر شما خواسته‌اش را واضح گفته است.
    ش : من باور نمی‌کنم. اینها یک مشت مزخرفات هستند. زن من جرات این کار را ندارند!
    م : شما گفتید همسرتان جرات این کار را ندارد (با تعجب) نمی‌فهم؟
    ش : (با صدای بلند ولی فشار کمتر) توی زندگی زنانشویی ما ، زن من زنه و من هم مرد هستم. او نباید ضد من باشد.
    م : از کجا اینقدر قاطع حرف می‌زنید؟
    ش : گوش کن ، من هیچ توضیحی به تو بدهکار نیستم. ولی باشه ، به تو می‌گویم. وقتی ما ازدواج کردیم همسرم کاملا نا‌بالغ بود. هر وقت ما بحثمان می‌شد به مادرش زنگ می‌زد و جریان را به او می‌گفت. من به این کثافت کاری خاتمه دادم.
    م : چطور این کار را کردید؟
    ش : مثل اینکه حرف مرا باور نمی‌کنید. من به زنم گفتم به مادرش تلفن نزند ولی او یواشکی به مادرش نامه نوشت. من هم وقتی متوجه شدم نامه را از دستش گرفتم و حسابی زدمش، و بعد مجبورش کردم که نامه را با صدای بلند بخواند و من فقط نگاه کردم. وقتی خواندن نامه تمام شد به او گفتم: بخورش او بمن نگاه کرد. می‌دانست منظورم چیه. مجبورش کردم نامه را ریز ، ریز کرده و بخورد. حالا او از این کثافت کاری دست برداشته و قوانینی را که دست کم می‌گرفت از حفظه.

    اختلال شخصیت مازوخیستی (خود شکن) (Masochism Personality Disorder)

    مازوخیسم (Masochism) ماخوذ از نام لئوپولدفون ساخر- مازوخ (Leopold Vinsacher Masoch) رمان نویس قرن 19اتریش است که قهرمان داستانهای او از مورد آزار و تسلط واقع شدن بوسیله زن‌ها لذت جنسی می‌برند.

    ویژگی بالینی

    این بیماران علایق خود را بخاطر دیگران فدا می‌کنند. از چیزهایی که دوست دارد و از موقعیت‌های شغلی که برایش پیش می‌آید به نفع شخص دیگری کنار می‌رود و چون کسی از او نخواسته که دست به فداکاری بزند، در نتیجه کارهای او باعث رنجش دیگران و طرد او می‌شود (و نه حس قدرانی و پذیرش) با این حال تفسیرهای اشتباه بیمار در مورد علت طرد باعث می‌شود که او این اعتقاد را پیدا کند که بقدر کافی ایثار نکرده است و در نتیجه بر حقارت خود می‌افزاید. این بیماران خواسته‌ها و نیازهای شخصی را به خود خواهی نسبت می‌دهند و از دنبال کردن آنها نفرت دارند، حتی صحبت در مورد آنها را گناه می‌دانند.

    به قول فروید این بیماران مجبور به تکرار اشتباهاتشان هستند. از لحاظ جنسیت ، زنان معمولا افرادی مورد سوء استفاده ''جسمی ، جنسی ، و روانی قرار می‌گیرند و مردان افراد منفعلی هستند که با دستمزد اندک وفادار نه بکار و دیگران وابسته‌اند.

    یک مثال

    مصاحبه زیر مربوط به زنی است به نام ‘‘ل’‘ 47 ساله که شوهرش با بی وفایی او را ترک کرده و مدت 6 هفته است که به علت ‘‘اختلال افسردگی اساسی (Major Depressive Disorder) در بیمارستان بستری و تحت درمان قرار گرفته است :



    م : خانم ل مدتی است که اینجا با مایی. الان خوب می‌خوابی، اشتهای خوبی داری و وضعیت بهتری شده. ولی احساس می‌کنم بار عذاب بزرگی بر دوشت سنگینی می کند.
    ب : بلی ، اینجا هستم؛ در حالیکه باید توی خانه باشم و از بچه هایم مراقبت کنم (بیمار 11 فرزند دارد).
    م : بلی ، نگرانم، چون خودت خواستی بیشتر اینجا بمانی، من فکر کردم بهتره کمی بیشتر اینجا بمانی.
    ب : اما من واقعا احساس می‌کنم بهتر شدم لااقل از دو هفته پیش بهتر شدم.
    م : (متعجب و کمی تحریک شده) چرا به من نگفتی؟ من که هر روز با تو صحبت می‌کنم.
    ب : فکر کردم، شما به من بگویید چه وقت آماده هستم.
    م : (با تردید) اما تو خودت را منزوی می‌کنی و توی تختخوابت می‌خوابی و از اتاقت بیرون نمی‌روی؟
    ب : چون نمی خواهم دیگران را با مشکلات خودم ناراحت کنم. آنها بقدر کافی برای خودشان مشکلات و گرفتاری دارند. من واقعا الان احساس می‌کنم که باید پیش بچه‌هایم باشم.
    م : الان چه کسی از بچه‌هایت مواظبت می‌کند؟
    ب : خواهرم و شوهرش. اما این درست نیست. آنها نباید این کار را فقط برای من بکنند. من خیلی آنها را ناراحت کرده‌ام (احساس گناه می کند و اشک در چشمانش پرمی‌شود).
    م : شوهرت چکار می کند؟
    ب : او گذاشته رفته (ترک کرده).
    م :او رفته؟ ... چرا هیچ وقت چیزی در این مورد به من نگفتی؟
    ب :خجالت می‌کشیدم. ما هنوز زن و شوهر هستیم ... .
    م : چه اتفاقی افتاده که ترکت کرده؟
    ب : حدس می‌زنم خیلی به او سخت گذشت!
    م : منظورت چیه؟
    ب : خوب ، وقتی خانه می‌آمد بچه‌ها همیشه خانه بودند. بچه‌ها همه جا بودند. فکر می‌کنم نمی‌توانست تحمل کند (او به این فکر نمی‌کند که هر چقدر هم بچه‌ها شلوغ باشند، باز هم پدر بچه‌هایش است و مسولیت بچه‌ها را دارد، در عوض همه چیزا را گردن خودش می‌اندازد و این تفسیر را دارد که کم‌کاری کرده و با کم‌کاریش باعث زحمت خواهر و شوهرخواهرش و همچنین رنجش شوهرش شده است).
    منبع:daneshnameh.roshd.ir

    بفیه الله آجرک الله یکشنبه سی و یکم شهریور 1387

    السلام علیک یا امیرالمومنین علی بن ابیطالب

    ایام شهادت اسد الله الغالب امیرالمومنین

    علی بن ابیطالب علیه السلام

    را به پیشگاه امام عصر ارواحنا فداه و محبین حضرتش تسلیت عرض می نماییم


    پیام تسلیت دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387

    سایه ای بود و پناهی بود و نیست /شانه ام را تکیه گاهی بود و نیست

    سخت دلتنگم ،  کسی چون من مباد/سوگ ، حتی قسمت دشمن مباد

    گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر/" هست " ناگه " نیست" گردد در نظر

    باورم شد ،  این من ناباورم/روی دوش خویش او را می برم!

    می برم او را که آورده مرا/پاس ایامی که پرورده مرا

    می برم در خاک مدفونش کنم/از حساب خویش بیرونش کنم

    مثل من ده ها تن دیگر به راه/جامه هاشان مثل دل هاشان سیاه

    ((اذا ارادالله عبداْ خیرا قذف قلبه حب الحسین وحب الزیاره))

    جناب آقای بهرام نصیری دوست وهمکلاس عزیز

    درگذشت پدری مهربان وفداکار که قلبش مالامال از عشق اهل بیت علیهم السلام و تمام آرزویش سربلندی

    فرزندان ونگاهش پرتویی از محبت وکلامش شعله ای گرم بر دل های سرد ما بود رابه سوگ می نشینیم.

    این مصیبت را به شما وخانواده محترمتان تسلیت عرض نموده واز خداوند منان صبر وشکیبایی برای شما و

     غفران الهی را برای آن مرحوم خواستاریم .

     

     


    اطلاعیه دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387

    اطلاعیه

    سیستم جامع دانشگاهی گلستان پیام نور

    کلیه اطلاعات دانشجویان محترم اعم از:

    * اعلام نمرات 

    * وضعیت دروس

     *ثبت نام و پرداخت شهریه

    و خدمات دانشجویی دیگر در این سایت می باشد.

    http://reg.pnu.ac.ir

     


    ساختار شخصیت انسانی و محیط اطراف آن پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387

    نگرشی تحلیلی از منظر روان‌شناسی اجتماعی

    ساختار شخصیت انسانی و محیط اطراف آن

    طبقه‌ی اجتماعی
    از آن جایی که انسان‌ها از اقشار مختلف جامعه می‌آیند، عمدتاً دارای الگوهای اخلاقی، تربیتی و رفتاری خاص طبقه یا قشر خود هستند. نقش طبقه‌ی اجتماعی در تعین پایگاه اجتماعی فرد و امتیازات حاصله کاملاً قابل رؤیت است، البته در جوامع ابتدایی و در حال توسعه این پدیده شکل حادتری به خود می‌گیرد. در جوامع صنعتی و بسیار پیشرفته (اروپای غربی) این پدیده بیشتر در رابطه با مهاجرین از ملیت‌های مختلف و اهالی کشورهای میزبان به چشم می‌خورد، تا افراد هم ملیت آن کشورها.

    این پدیده خود البته بخشی به خاستگاه طبقاتی افراد مهاجر از کشورهای منشأشان و نگاه بسته‌ی خود این مهاجرین نسبت به واقعیت‌های موجود حاکم بر جوامع صنعتی برمی‌گردد و بخشی دیگر به پیش‌داوری‌ها و کمبود اطلاعات این جوامع نسبت به فرهنگ‌های مختلف مهاجرین. این مسأله در ایران نیز نسبت به مهاجرین افغانی و یا حتی بعضاً اقلیت‌های مذهبی تا حدودی از همین دست هستند.

    تنش‌های سال‌های بعد از واقعه‌ی ١١ سپتامبر در آمریکا و این اواخر در اروپا نسبت به مهاجرین و عصبیت نسل دوم و سوم مهاجر در اروپا نشان از اهمیت نقش طبقه‌ی اجتماعی دارد. در رابطه با طبقه‌ی اجتماعی پدیده ای که الیاس به‌عنوان «پذیرفته شدگان» و «بیرون نگه داشته شدگان» مطرح می‌کند، نیز قابل فهم است. الیاس کتابی نیز به همین نام دارد.

    یکی از نتایجی که الیاس در این کتاب به آن می‌رسد، این است که بین گروه‌هایی که صاحب قدرت بیشتری هستند و یا نسبت به گروه‌های دیگر قدیم‌تر هستند و گروه‌های ضعیف‌تر یا جدیدتر نوعی اصطکاک (راسیستی) و عدم پذیرش در خود به‌وجود می آید. این قضیه در رابطه با فهم مکانیزم تنظیم قدرت میان گروه‌های مختلف اجتماعی و حکومت‌ها نیز قابل لمس است. نقش طبقه‌ی اجتماعی در تئوری مارکس نیز به صورت اختلاف طبقاتی محور اصلی را بازی می‌کند، که قدم بزرگی به جلو در راه تکامل تئوری‌های جامعه‌شناسی بود.

    فیلم کلوز آپ (١٣٦٨) اثر عباس کیارستمی نمونه جالبی برای نقش طبقه‌ی اجتماعی است. در این فیلم که بر اساس واقعیت است، حسین سبزیان هنرپیشه اصلی فیلم کارگر ساده یک چاپخانه در جنوب تهران است. او که شبیه محسن مخلباف، دیگر کارگردان معروف ایرانی‌ست، طبق ادعای خودش، به دلیل عشقش به سینما خود را به عنوان مخملباف جا می‌زند و تازه متوجه می‌شود که احترام و قُرب و منزلت اجتماعی چه طعم شیرینی دارد، چیزی که تا قبل از آن برایش بیگانه بود.

    فیلم دیگری به نام کشتن مرغ مقلد (١٩٦٢) ساخته‌ی رابرت مولیگان نمونه جالب دیگری‌ست که به مسأله تبعیض نژادی علیه سیاه پوستان توسط فرقه‌ای در بخشی از ایالات متحده آمریکا می‌پردازد.

    خانواده
    خانواده که کوچک‌ترین شکل زندگی اجتماعی است، نقش بسیار مهمی را در ساختار شخصیت ایفا می‌کند. حضور مادر با ضرب آهنگ آرام‌بخش نبض و حرارت قلبش در کنار پدری حامی اولین پایه‌های محیطی شخصیت را بلافاصله بعد از تولد کودک می‌سازند. به مرور زمان والدین با خصوصیات اخلاقی خود نقش بارزتری را به عنوان الگوی رفتاری پیدا می‌کنند. به نظر پروین، سِروُن و جان، والدین حداقل از سه طریق بر فرزندان خود تأثیرگذارند:
    1- با رفتارهای خود، موقعیت‌‌هایی می آفرینند که رفتارهای خاصی را در فرزندشان بر می انگیزد (مثلاً، ایجاد ناکامی به پرخاشگری منجر می شود.)
    ٢­ سرمشق‌هایی برای همانندسازی کودکان‌اند.
    ٣­ به طور انتخابی، بعضی از رفتارها را تشویق می‌کنند.

    ساختار خانواده نیز همچون هر پدیده‌ای در دوره‌های مختلف و در جوامع گوناگون متفاوت بوده و دائم در حال تغییر است. موقعیت اجتماعی ­ اقتصادی والدین و نیز شیوه‌ی تربیت جسمی، اخلاقی و جنسی آنها نسبت به فرزندانشان به خصوص بین دختر و پسر و فرزندان اول، وسط و آخر بسیار مهم است.

    گروه همسالان
    گروه همسالان از دیگر ارکانی است که در ساختار شخصیت تأثیرگذار هستند. کودک و نوجوان در آغاز در مهد کودک وبعدها در مدرسه و جامعه در اثر ارتباط و تبادل احساسات و تجارب قبلی با دیگر همسالان به تجارب جدیدی دسترسی پیدا می‌کنند. گروه همسالان حتی به عقیده بعضی محققین تأثیرات خانواده را کم رنگ می‌کند. این تأثیرات به خصوص در سن بلوغ، به ویژه در اتباط با جنس مخالف بیشتر نمایان می شود.

    رسانه‌ها
    پدیده جهانی شدن هم اکنون در دوران اولیه خود به سر می‌برد، به همین دلیل بسیاری از شاخه‌های مختلف دانش به‌‌‌خصوص علوم اجتماعی و انسانی مجبورند در تجزیه و تحلیل‌هایشان درباره مسائل فردی و اجتماعی، فاکتورهای پیچیده جهانی را نیز در نظر بگیرند. نباید فراموش کنیم که افراد و جوامع به خاطر وابستگی تنگاتنگ‌شان نسبت به یکدیگر، درون و بیرون از مرزهایشان مجموعه‌های نیمه‌بازی را تشکیل می‌دهند. از این‌رو روابط و فعل و انفعالات بین المللی ِحکومت‌ها امروزه تأثیر قابل توجهی بر اوضاع و تکامل درون دولتی و اجتماعی کشورها دارد، که می‌توانند سیر صعودی یا نزولی پیدا کنند.

    مارشال مک لوهان تئوریسین معروف دهکده جهانی در اثر معروفش به همین نام معتقد است که تغییرات و تکامل فرهنگی و سیاسی ـ اقتصادی جوامع تحت تأثیر (سلطه) الکتریسیته و رسانه‌ها قرار دارد. او اما نگاهی انتقادی به نقش رسانه‌ها و اینکه آنها علی رغم بعد مفید اطلاعاتی‌شان تا چه حد بازیچه دست صاحبان سرمایه و قدرت هستند، ندارد. از دید وی رسانه‌ها باعث گسترش حواس آدمی می‌شوند.

    نیِل پُستمن از منتقدین معروف رسانه‌ها و تکنولوژی در آثاری چون «ما خود را تا سر حد مرگ مشغول می کنیم»، «ناپدید شدن دوران کودکی» و «هیچ خدایانی دیگر، پایان تربیت» به انتقاد از رسانه‌های الکترونیکی، تکنولوژی و جامعه اطلاعاتی می‌پردازد. به خصوص در اثر اول به انتقاد شدید از تلویزیون و تأثیر منفی آن بر کودکان می‌پردازد، انتقادی که پیش از او فدریکو فلینی کارگردان معروف ایتالیایی وارد می‌کرد. فیلم مستند کوپریشن محصول کانادا نیز نگاهی سخت انتقادی به نقش کنسرن‌های بزرگ و دست‌کاری رسانه‌ها توسط آنها دارد.

    ویلم فلووسر فیلسوف ارتباطات در دو اثر معروفش «برای یک فلسفه عکاسی» و «ورود به جهان تصاویر تکنینکی» معتقد است که ما در جهانی محصور شده توسط عکس‌ها (تصاویر) به‌سر می‌بریم. به همین دلیل ما به عکس‌ها خو گرفته‌ایم و قادر نیستیم آن‌ها را آن‌گونه که باید، درک (دریافت) کنیم. از دید وی جهان عکس‌ها تنها یکی از جهان‌های بی‌شمار دستگاه‌هاست و بالطبع بین آن‌ها جهان‌‌های خطرناک‌تری نیز وجود دارند.

    به نظر فلووسر دستگاه‌ها (الکتریکی) اسباب‌‌بازی‌های باهوشی هستند که می‌توانند ما را نسبت به آن‌چه گمان می‌کنیم، فریب دهند. این دستگاه‌ها نیز قادر خواهند بود که به ماشین‌هایی تمام داننده با قدرتی تام تبدیل شوند. بنابر باور وی ما در آغاز این عصر عجیب بصری به‌سر می‌‌بریم و به همین دلیل ضرورت یک فلسفه عکاسی انکارناپذیر است، چرا که انسان در جدالی سخت با دستگاه‌ها قرار خواهد گرفت. فیلم هوش مصنوعی ساخته ستیون سپیلبرگ به عنوان نمونه به این جدال می‌پردازد.

    لازم به یادآوری است که در این‌جا عکاسی به مثابه مادر تمام تصاویر تکنیکی و الکترونیکی از قبیل تلویزیون، سینما، کامپیوتر و غیره است.

    نقش غریزه جنسی
    غریزه جنسی را به یقین می‌توان بعد از غریزه خوردن و آشامیدن مهم‌ترین زیرمجموعه غریزه‌ بقاء دانست، به همین دلیل شناخت آن بسیار ضروری به نظر می‌رسد. این غریزه دارای ادوار مختلف تکاملی می‌باشد و برای رسیدن به مرحله بلوغ جنسی و دوران بعد از آن بایستی شرایط مناسبی فراهم باشند، تا بلکه انسان دچار ناهنجاری‌های خاص روانی و جسمی نگردد. غریزه جنسی علی‌رغم ذاتی بودنش در انسان در طول تطور و نیز در دوره‌های مختلف و درجوامع گوناگون، در پی فرایندهای پیچیده اجتماعی ـ تاریخی اشکال مختلفی در نحوه ارضایش به خود گرفته است و می‌گیرد. بدین معنی که امروزه در فرهنگ‌های گوناگون تعاریف، سنت‌ها و مراسم متنوعی در رابطه با سکسوالیته و نحوه پاسخ‌گویی به آن وجود دارد؛ حتی در درون خود یک جامعه از دوره‌ای به دوره دیگر ما شاهد تفاوت‌هایی در این زمینه می‌باشیم.

    به عنوان نمونه در بسیاری از کشورهای اروپای غربی و آمریکا تا همین بیست ـ سی سال پیش هم‌جنس‌گرایی تابو محسوب می‌شد، حال آنکه ازدواج آنها در بعضی از این کشورها آزاد است. و یا مثلاً بعضی شیوه های ناهنجار از قبیل خود و دیگرآزاری جنسی، امروزه با استدلال اینکه چنانچه خواست آزادانۀ طرفین باشد، دیگر بیماری یا ناهنجاری قلمداد نمی شوندد. نحوۀ عملکرد و تکامل این غریزه نیاز به تحقیقی مفصل و مجزا دارد که در چارچوب این مقاله نمی گنجد و امیدوارم در آینده ای نزدیک در مقاله ای به تجزیه وتحلیل آن بپردازم.

    ساختار نظام سیاسی حاکم
    اما ساختار نظام سیاسی حاکم بر جامعه به این دلیل بر شخصیت فردی و اجتماعی افراد تأثیرگذار است که قوانین حاکم بر انسان‌های یک جامعه شیوه ارتباطات و مراودات آنها را تعیین می کنند. و از آنجایی که نحوه ارتباطات در شکل گیری احساسات، ذهن و حافظه بسیار مهم است، همان‌گونه که در بالا مطرح شد، نقش سیستم حاکم بر این ارتباطات پس آن گاه بهتر نمایان می شود. هر نظام سیاسی با اجرای قوانین مدنی تعریف شده امروزی و با ابزار ویژه‌ای همچون آموزش و پرورش، دانشگاه و مراکز تحقیقاتی، پلیس و ارتش و رسانه‌های عمومی ایکه در اختیار دارد، بایستی وسیله آسایش و همزیستی مسالمت آمیز افرادش را از هر قشرو گروه و با هر جهان‌بینی‌‌ای که هستند، تأمین کند. حال چنانچه نظام سیاسی حاکم، در بند ایدئولوژی یا مذهب خاصی باشد، از ابزارهایش به گونه‌ای انحصاری و ناسالم استفاده می‌کند که این خود مجرای پیوسته افراد جامعه را در تمام زمینه‌ها پرگرِه می کند و مانع از حرکت موجی انرژی سالم بین اعضایش می‌شود.

    لازم به یادآوری است که مذهب در هر شکلش به حوزه خصوصی انسان‌ها مربوط می‌شود و به هیچ وجه نبایستی به گونه‌ای تنگ‌نظرانه به حوزه عمومی کشیده شود و به عنوان ابزاری برای سرکوب دیگراندیشان استفاده شود، چرا که به گواه تاریخ فجایع جبران ناپذیری به بار خواهد آورد. فراموش نکنیم که هر نظام سیاسی حاکم، برخاسته از درون یک جامعه می‌باشد، که در یک بستر اجتماعی ـ تاریخی ـ اقتصادی خاصی رشد ونمو می کند.

    نقش شرایط جغرافیایی و محیط زیست
    اما در رابطه با نقش شرایط جغرافیایی و محیط زیست باید در نظر داشت که این فاکتور عمدتاً به دو شیوه کوتاه و بلند مدت تأثیرگذار است. بعد کوتاه مدت آن شامل حوادث ناگوار طبیعی یا غیرطبیعی از قبیل زلزله، سیل، طوفان های عظیم، آتش سوزی یا فجایع ناشی از صنعت و تکنولوژی است که طی این وقایع آدمی بسیاری از بستگان، آشنایان و سرمایه‌های مادی خود را از دست می‌دهد. زلزله بم، واقعه تسونامی یا واقعه چرنوبیل و خشکسالی‌های کوتاه و بلندمدت پی آپی در بعضی مناطق آفریقا نمونه‌هایی از این دست هستند. بُعد بلند مدت شامل عصر یخبندان، دوره‌های مختلف کویر زایی، از بین رفتن جنگل‌های طبیعی و یا آلودگی‌های ناشی از کارخانه‌های صنعتی که منجر به پیدایش سوراخ لایه ازن شده‌‌اند، است که در اینجا فرصت پرداختن عمیق به آنها نیست.

    پس حال باید در یابیم که ما در دنیای امروزه نیاز به یک آگاهی عمیق و جدیدی نسبت به استفاده صحیح‌تری از تکنولوژی، صنعت و نیز حفظ محیط زیست و نگهداری از حیوانات داریم، بخشی که به گمان من کمبودش در فرهنگ و جامعه ما بسیار محسوس است.

    در پایان فراموش نکنیم که انسان در کلیتش موجودی چندلایه است، به همین دلیل باید او را در این چندلایگی اش دید. گاه پیش می‌آید که انسان در بعدی بسیار رشد می‌کند و شکوفا می‌شود و در بعدی دیگر هنوز در مراحل ابتدایی خود به سر می‌برد. حال با توجه به این اصل درمی‌یابیم که انسان با داده‌های کنونی تطوری و تکاملی‌اش قادر نخواهد بود در تمامی ابعاد به رشد یکسانی دست یابد و اساساً چنین توقعی هم نابه‌جا و هم گمراه کننده خواهد بود. نگرش مبتنی بر چند لایگی انسان به ما اجازه می‌دهد، تا از برخوردهای تنگ‌نظرانه، مطلق گرایانه و یا واپس گرایانه پرهیز کنیم و به درک روشن‌تری از ماهیت انسان و جهان اطراف وی برسیم. بررسی آثار اکثر اندیشمندان کشورمان و نقدهای موجود به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه آنها در اکثر مواقع در دام مطلق گرایی، واپس گرایی و یا تک‌بعدی نگری افتاده‌اند، بی آنکه بخواهم از ارزش زحمات آنان سر زونی بکاهم.

    مروری به نقل قولی که در آغاز آوردم، نباید این سوءتفاهم را پیش بیاورد که ذره‌ای از ارزش و عظمت عقل باید کاسته شود، بلکه برعکس پرورش عقل و خردورزی ضروری و نیاز به صرف وقتی بسیار، تلاشی مستمر و صبری طولانی است.

    سیامک ظریف‌کار

    sz.film@gmail.com


    » نشریه گروه روانشناسی من
    » سیستم جامع دانشگاهی گلستان
    » سايت دانشگاه پيام نور
    » دانشگاه پيام نور واحد قم
    » دفتر مركزي مشاوره وزارت علوم
    » سایت انجمن روانشناسی ایران
    » سازمان نظام روانشناسی ومشاوره ایران
    » وبلاگ دانشجویان فناوری اطلاعات
    » تستهای خودشناسی
    » مجله اینترنتی فصل نو
    » پاسخگو به سوالات شما ((مرکز خدمات مشاوره))
    دریافت جدیدترین نرم افزز ها
    سایت تخصصی موبایل
    سرویس وبلاگ رایگان سپهر
    هاست و دامنه برای وبلاگ
    خدمات هاستینگ و دامنه
    فتوبلاگ رایگان
    دانلود موزیک
    تبلیفات رایگان » قالب وبلاگ
    RSS 2.0

    Designed By ParsTheme